یکشنبه, دسامبر 14, 2025
spot_img
خانهاجتماعیصورت مسئله را پاک نکنیم، قاتل اهل سیستم آموزشی ناکارآمد و تربیت...

صورت مسئله را پاک نکنیم، قاتل اهل سیستم آموزشی ناکارآمد و تربیت یافته تورم دو رقمی است.

این یادداشت را قبل از جنگ نوشته بودم فرصت انتشار پیش نیامد، پس از آن نیز جنگ همه چیز را تحت الشعاع قرار داد. هر چند با فاصله اما شاید خواندن این مطلب خالی از لطف نباشد.
نکته دیگر اینکه این یادداشت به هیچ وجه به دنبال تطهیر قاتل و توجیه این جنایت نیست بلکه ضمن محکوم کردن این قتل، می کوشد از زاویه ای دیگر به موضوع نگاه اجمالی داشته باشد
پس از چند روز بی خبری، جنازه الهه حسین نژاد پیدا و قاتل از مخفیگاه خود بیرون کشیده می شود.
در این میان رسانه ها در یک حرکت به دور از رسالت رسانه ای، به جای بررسی جامع و پرداختن به ریشه های این جنایت هولناک، که متاسفانه روز به روز بر کمیت و کیفیت شان افزوده می شود، رو به زرد نویسی آورده و برای جلب نظر و جذب مخاطب و افزایش ویو و لایک، زادگاه مجرم را نشانه می روند. و در یک تولید محتوای زرد، تیتر ” قاتل اهل مشکین شهر اردبیل است” را بر می گزینند و روی آن مانور می دهند.
درست می گویند مجرم اهل یکی از مناطق روستایی مشکین شهر اردبیل است. منطقه ای که ساکنانش برای بدیهی ترین نیازهای یک انسان،  سالهاست که فریادشان به آسمان بلند است، اما سکوت و بی اهمیتی پاسخ واحده ی مسئولین مربوطه به دادخواهی آنها در طول سالیان گذشته بوده است. و مهاجرت ناگزیرترین و سهل الوصول ترین راه برای در امان ماندن از فقر مضاعف و به دست آوردن امکانات اولیه ایست که در این منطقه یافت نمی شود. اما غافل از این نکته که مهاجرت مردم از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و صنعتی علی الخصوص پایتخت نیازمند آموزش هایی است که در کشور ما همانند سایر مولفه های حیاتی و مهم به دست فراموشی سپرده شده است.
مطمئنا رفتار آدم ها به تناسب محیط زندگی شان می بایست تغییر کند ارامش و قواعد حاکم بر یک روستا و یا شهر کوچک به هیچ عنوان با محیط پر استرس و نا امن شهر های بزرگ قابل قیاس نیست و فرد مهاجر برای زیست در چنین جاهایی می بایست خود را از لحاظ ذهنی، رفتاری و …. آماده کند. که آن هم میسر نمی شود جز با آموزش.

متاسفانه موضوع آموزش به یک موضوع فاقد اهمیت و دم دستی بدل شده است و پرسش فرزندان از والدین و معلمان خود در خصوص کاربرد و تاثیر محتوای کتاب های درسی در زندگی شخصی و حوزه کاری خود در آینده به یکی از کلیشه ای ترین و پر کاربردترین سوالات بدل شده که سکوت و توجیه،  جواب های آزار دهنده ای هستند که چند نسل از دانش آموزان مستمعان آن بوده اند.
سیستم آموزشی که به یادگیری یک عمل ریاضی(بطور مثال تقسیم)  در پایه ابتدائی ان هم به چند روش مختلف بیشتر از مهارت هایی هم چون نظم، کنترل هیجانات و احساسات، خویشتنداری و کنترل خشم اهمیت بدهد قطعا خروجی آن افزایش خشونت و عدم ارامش روانی جامعه خواهد بود.
علاوه بر آموزش ناکارآمد، کیست که نداند تورم، مضاف بر بنیان های اقتصاد، چطور اخلاق را در یک جامعه به قهقرا می برد. و پایه های روانی و اخلاقی جامعه را در هم می کوبد.
در کشور ما تورم افسار گسیخته و دو رقمی چندین دهه است سایه سیاه خود را در زندگی و اقتصاد مردم افکنده است. تورم که از آن به مالیات طبقه مرفه از قشر مستضعف تعبیر می شود و در سایه شوم آن ثروتمندان بر ثروتشان می افزایند و فقرا فقیر تر می شوند، تورم همواره از کار و تلاش چندین قدم جلوتر است، بنابراین در کشوری که چندین دهه است بطور مستمر تورم دو رقمی وجود دارد هر چقدر کار کنید احساس عقب ماندگی دارید و ناخواسته برای جبران این عقب ماندگی وارد چرخه ی رقابت شده و در این سیکل، اخلاق به محاق می رود و اولین قربانی نام می گیرد.

با سیاست های تمرکزگرایی و تجمع امکانات در چند کلانشهر معدود، مردم مجبور به مهاجرت و ترک خانه آبا و اجدادی شان می شوند و از سوی دیگر با عدم اتخاذ سیاست های اقتصادی درست تورم دو رقمی را بر آنها تحمیل شده و با عدم رعایت موازین اجتماعی ناهنجاری ها را اشاعه داده ایم و انتظار داریم از این دست اتفاقات نیفتد.
اگر قرار است مذمت شوند فقط قاتل نیست او محصول سیاست های نادرست است. بهتر است یک بار هم که شده، بانیان وضع موجود مورد سوال افکار عمومی قرار گیرند و از نقطه ی امنی که برای خود ایجاد کرده اند بیرون آیند و پاسخگوی عملکردشان باشند.
متاسفانه به سیاق گذشته در برخورد با این جنایت نیز تعمدا یا سهوا به خطا رفته ایم، با زرد نویسی و علم کردن زادگاه و قوم متهم، موجبات تحقیر یک قوم را فراهم و گسل های قومی را تحریک کرده ایم متاسفانه خبر رسانی اخیر نشان از رویکرد رسانه ها به سمت افزایش بازدید و لایک با تولید محتوای زرد بود که در سایه آن رسالت رسانه ای خود را فراموش کرده اند.
حداقل انتظار این است که در چنین مواقعی انگشت اتهام در کنار قاتل به سمت دلایل و مسببان دیگر این نوع جنایت ها برود. شاهدیم که برخی ها از آب گل آلود این حادثه دلخراش نیز ماهی میگیرند و متاسفانه موفق هم می شوند. و به جای اینکه افکار عمومی را به سمت و سوی درست سوق بدهند و نظرها را متوجه ریشه ها و بنیان های چنین وقایعی کنند، دنبال منافع خود هستند و روی موج احساسات مردم سوار می شوند.
به نظر می رسد آگاهی در این سرزمین مخالفان و دشمنان سر سختی دارد . . .

نویسنده: ولی مستی

مقالات مرتبط

یک پاسخ بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

محبوب ترین

نظرات اخیر